جدیدترین عکس ها و خبر های سینمایی ایران و جهان...
از این پس به این وبلاگ سر بزنید...
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 15:5 توسط پيام عشقی
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر

ضمن عرض سلام و وقت به خير خدمت تمامي بازديد كنندگان محترم من پيام هستم و خيلي خوشحالم كه با يك وبلاگ فرهنگي و سينمايي در خدمت شما عزيزان هستم از دلايلي كه باعث شد من اين وبلاگ رو بسازم علاقه ي من به بازی باران كوثري و در كل سينما بود .
به هر حال اميدوارم لذت كافي را از مطالب و عكس هاي اين وبلاگ كه متعلق به خود شماست ببريرد و با نظرات مفيدتان مرا همراهي كنيد.
شركت شما در نظر سنجي وبلاگ باعث دلگرمي من براي ادامه ي كارم خواهد بود.
( با توجه به فيلتر شدن وبلاگ قبلي , اين وبلاگ تحت قوانين جمهوري اسلامي ايران خواهد بود )
ID: payam_cinema
نویسنده اصلی وبلاگ :
پيام عشقی
------------------
آرشیو ماهانه :
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
آرشیو کامل مطالب
------------------
آرشیو موضوعی :
گالری عکس محمد رضا گلزار
گالری عکس پوریا پور سرخ
گالری عکس امین حیایی
حسام نواب صفوی
مهناز افشار
هدیه تهرانی
نیکی کریمی
باران کوثری
چکامه چمن ماه
آناهیتا نعمتی
گلشیفته فراهانی
یکتا ناصر
شقایق فراهانی
لیلا اوتادی
بهنوش طباطبایی
بهنوش بختیاری
افسانه پاکرو
نیوشا ضیغمی
نگار فروزنده
الیزات امینی
لعیا زنگنه
بهاره رهنما
زیبا بروفه
مهتاب کرامتی
عسل بدیعی
ترانه علیدوستی
شیلا خداداد
پانته آ بهرام
لادن مستوفی
لیلا حاتمی
کتایون ریاحی
آرام جعفری
آناهیتا نعمتی
ستاره اسکندی
هانيه توسلي
ساره آرین
ویشکا آسایش
سمیرا مخملباف
سحر جعفری جوزانی
گالری عکس آنجلینا جولی
گالری عکس جنیفر لوپز
گالری عکس نیکل کیدمن
گالری عکس برینتی اسپیرز
گالری عکس بردپیت
گالری عکس تام کروز
گالری عکس های کامرون دیاز
گالری عکس نانسی عجرم
گالری عکس هیفا وهابی
گالری عکس ابرو
گالری عکس نوال الزغبی
گالری عکس آندری تاتو
محسن یگانه
محسن چاوشی
رضا صادقی
حامد هاکان
حمید عسکری
کامران و هومن
منصور
شادمهر عقیلی
گوگوش
هنگامه
نفیسه روشن
سارا خوئینی ها
عکس هایی از فیلم مجنون لیلی
عکس هایی از فیلم همیشه پای یک زن در میان است
عکس هایی از فیلم دایره زنگی
جدیدترین عکس ها و خبر های سینمایی ایران و جهان...
از این پس به این وبلاگ سر بزنید...
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 15:5 توسط پيام عشقی
نوشته ای کوتاه بر فیلم حس پنهان
از بازی ، بازیگرانش لذت بردیم
پس از آنکه من (پیام) و هومن موفق به دیدن فیلم حس پنهان در جشنواره فجر نشدیم منتظر بودیم تا این فیلم اکران شود که پس از اکران شدن آن با هم درسینما به تماشای آن نشستیم .
20 دقیقه ی ابتدایی فیلم یه مقدار برای مخاطبی که در سینما در حال تماشای این فیلم بود خسته کننده بود این را میشد از اعتراض های تماشاگران درابتدای فیلم به وضوح دید ولی هرچه بیشتر پیش می رفتیم از داستان جالب آن لذت می بردیم و البته بازی زیبای بازیگران هم به همین ترتیب بود ، در همین جا باید به آقای رزاق کریمی (کارگردان این فیلم) تبریک گفت چون واقعاً به خوبی توانسته بود از بازیگرانش بازی بگیرد ، بازی حامد بهداد مثل همیشه زیبا و فوقالعاده بود و فیلم به فیلم این را به تماشاگر می فهماند که من توانایی بازی در هر نقشی را دارم ، مثلاً : در یک سکانس زیبا که در حال گفت و گو با خانوم کرامتی است وقتی خاطره ای کوتاه از گذشته ی خودش تعریف می کند ، بغض گلویش را فرا می گیرد و هنگامی هم که بغض او می ترکد به زیبایی این سکانس می افزاید که حتی میتواند اشک های تماشاگررا هم نیز سرازیر کند. در فیلم ، وقتی همه خواب بودند ، ما شاهد هنرنمایی متفاوت محمدرضا فروتن در این فیلم بودیم ولی در آن زمان این را نمی دانستیم که اثرات این نقش مدت ها برروی بازی های دیگر وی اثر خواهد گذاشت فروتن 2 فیلم در 3 ماه اول سال جاری روی پرده داشت یکی زن دوم و دیگری هم حس پنهان من نمیدانم واقعاً چرا نوع بازی هایی که ارائه داده است از این رو به او رو شده؟ مثلاً : در زمان دیالوگ خواندن این فکر در ذهن مخاطب خطورمی کند که آیا وی لکنت زبان دارد؟؟؟ و حتی حرکت هایی فیزیکی او هم دچار یک دگرگونی شده و اون توانایی گذشته را ندارد، ولی امیدوارم که ما همچون گذشته بازی های جذاب تری از این بازیگرمحبوب سینمای ایران شاهد باشیم . دیگر اینکه بازی مهتاب کرامتی هم خوب و مصمم بود و در سه یا چهارسکانس مکمل خوبی برای حامد بهداد بود. واما نیوشا ضیغمی : بلاخره با رضایت کامل از بازی نیوشا ضیغمی من از سینما خارج شدم تماشاگری که او را با نام سینمای گیشه و نقش های کلیشه ای می شناسد تقریباً میشه گفت از بازی او دراین فیلم راضی خواهد بود. ضیغمی بر خلاف دیگر فیلم هایش مخصوصاً فیلم قرنطینه به خوبی توانسته بود که یک بازی زیبا ازخود ارئه بدهد و در صحنه هایی که اشک هایش جاری میشود خیلی زیبا آن ناراحتی خود را به نمایش می گذارد و به تماشاگر نیز منتقل می کند. بازی شهره سلطانی و آتیلا پسیانی هرچند کوتاه بود ولی از تجربه ی خودشان به خوبی استفاده کرده بودند .
در آخر جا دارد که از لوکیشن های انتخابی این فیلم نام برد که خیلی جالب بودند به خصوص در دو یا سه سکانس که فیلمبرداری آن در کویر انجام می شود و موسیقی زیبای این فیلم هم تحسین برانگیز بود چون دربرخی سکانس ها استرس زیادی را به تماشاگر وارد می کند.
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 2:14 توسط پيام عشقی
نقدی بر فیلم ٌ قرنطینه ٌ

اون روزی که تصمیم گرفتیم که به سینما بریم نمیدونستیم چه فیلمی رو بریم ببینیم، تیغ زن یا قرنطینه، بلاخره تصمیم گرفتیم که با توجه به فیلم اولی بودن آقای منوچهرهادی فیلم قرنطینه که ساخته ی ایشان است را با هم به تماشا بشینیم.
قرنطینه، اسم جالبی بود برای فیلمی که موضوع آن درمورد بیماران سرطانی بود.
اول فیلم من را به یاد اولین چیزی که انداخت فیلم محاکمه بود که دقیقاً این دو فیلم همانند هم شروع می شوند درٌ قرنطینه ٌ پسری که به دلیل شکایت پدر از او به جرم سرقت مغازه ی خود به دادگاه احضار شد درمحاکمه همان فضا موجود است ولی دردادگاه پدر و پسری نیستند.این فیلم را می توان این گونه توصیف کرد: یک فیلم تاٌثیر گذارمثبت و یک درام بسیار قوی که مخاطب را تا آخرین لحظه ی داستان سر جایش میخکوب نگه می دارد و اصلاً باعث سررفتن حصوله ی مخاطب نمی شود وگاهی اوقات با سکانس های خود موی تن بیننده را سیخ و گاهی هم اشک هایش را سرازیرمی کند.این فیلم روایت گر دو عشق است یک عشق که پول باعث خوب شدن بیمار ورسیدنش به یار خود یک عشق هم عشق پاک وساده ی بیماران سرطانی که در آخرما شاهد مرگ یکی ازآنها (رضا عطاران) هستیم که واقعاً این صحنه یکی از صحنه های تاثیر گذار فیلم می باشد . در تبلیغات این فلیم بیش ازهمه سعی شده بود بیشترازاسم رضاعطاران برای فروش این فیلم استفاده کنند ولی این بازیگرنقش آن چنانی در این فیلم نداشت البته بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت ولی کمی متزلزل ظاهر شد به عنوان مثال: در یک صحنه وقتی چند تا از دوستان جنوب شهری اش برای ملاقات اوبه بیمارستان می آیند به حالت لاتی با آنها احوال پرسی و صحبت می کند ولی هنگامی که می خواهد از آنها جدا شود به صورت کاملاً محترمانه ازآنها اجازه می خواهد که برود، رضا عطاران مرد کمدین سینمای ایران خوب توانسته بود گرچه اندک ولی توانایی کمدی خود را یک صحنه که در حیاط بیمارستان هستند به نمایش بگذارد.
و اما بازی حمید گودرزی: به جرات می توانم بگویم تو این چند سال بهترین بازی که ازحمید گودرزی دیدم در این فیلم بود او که بیشتر فیلم هایش به غیر از فیلم بازنده حالت طنز داشته است به خوبی توانسته بود که یک نقش جدی که گاهی هم با شوخی هایی همراه است ازخود به نمایش بگذارد البته اگر کمی در کارش دقت کرد می توان به ضعف هایی در بازیگری او پی برد که این ضعف ها می تواند برای او یک امر طبیعی باشد مثلاً: در یک صحنه که پزشک نامزد او به وی می گوید که نامزد شما سرطان دارد ما (مخاطب) کوچکترین نگرانی و استرسی در چهره ی او که واقعاً در فیلم عشق نامزدش است نمی بینیم و نمی تواند توانایی هنری خود را به نمایش بگذارد و پس از حرف پزشک بلافاصله به دیالوگ هایش ادامه می دد و می گوید: خوب چطوری میشه خوبش کرد؟؟؟.....
بازی نیوشا ضیغمی بر خلاف نقش مادرش (افسانه بایگان) چنگی به دل نمی زد با توجه به این که نیوشا ضیغمی بیشتر فعالیت های سینمایی اش در سینمای گیشه بوده و بیشتر سعی کرده است نقش های کلیشه ای را بازی کند نباید ازاو انتظار زیادی داشت و بر خلاف فیلم تلافی که زوج هنری خوبی برای حمید گودرزی بود در این فیلم با توجه به فیزیک نامناسبی که برخورداربود و نوع بازی که کارگردان از او می خواست نباید انتظار بازی بهتری را ازاو داشت البته فیلمنامه ی قوی این فیلم سرپوش روی خیلی از ضعف های بازیگران این فیلم گذاشته بود.
از ضعف های دیگری هم این فیلم دارد مثلاً: گریم حمید گودری در بعضی سکانس ها خیلی مصنوعی به نظرمیاد چون در هنگام ناراحتی و خوشحالی همیشه موهای او اتو کشیده و تمیز است حتی هنگامی هم که در زندان است موهای او اتو کشیده است. بازی رضا رویگری با توجه به تجربه اش خیلی جالب و جذاب بود ولی الان در چند فیلم و سریال است که ما شاهد کوچکترین تغییری در گریم و چهره ی او نیستیم و بازی افسانه بایگان هم عالی بود مخصوصاً در برخی از سکانس ها که ما شاهد گریه ی او هستیم.
سخن آخر:
به هر حال با توجه به تمام انتقاد ها و تعریف هایی که ازاین فیلم شد این فیلم می تواند برای کسانی که دنبال یک داستان جالب ومهیج می گردند جالب باشد ودر نتیجه راضی از سینما بیرون بیایند.
اگر نظری هست از ما دریغ نفرمایید.
به وبلاگ جدید و حرفه ای من هم یه سر بزنید درآن جدید ترین عکس ها و خبرهای سینمایی روزدنیا وجود داره
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 2:53 توسط پيام عشقی
آیا این محبوبیت آقای سوپراستارنزد جوانان ماندگارخواهد بود ؟؟؟
![]()
ازاواسط سال 79 بود که فرد جوان و خوش چهره ای به نام محمد رضا گلزار توسط ایرج قادری با فیلمی از خود ایرج قادری به نام سام و نرگس به سینمای ایران و مردم معرفی شد.البته مردم قبل از آن او را در گروه موسیقی آریان به عنوان گیتاریست دیده و شناخته بودند.بازی او در فیلم سام و نرگس زیاد چنگی به دل نمی زد البته افرادی هم که به تماشای این فیلم نشستند از او انتظار زیادی هم نداشتند چون این را می دانستند که وی بدون پیشینه ی سینمایی وبدون داشتن اطلاعات کافی در مورد سینما وارد این عرصه شده و به صورت کاملاً اتفاقی و تنها به خاطر چهره ی جذابش این اتفاق رخ داده است،به هر حال موضوع جالبی که ایرج خان قادری در این فیلم به دنبال آن رفته بود باعث استقبال خوب مردم از این فیلم شد و این موجب آن شد که رضا گلزار توسط مردم دیده شود.پس از این فیلم فیلم زمانه را برای نمایش خانگی آماده داشت که مورد استقبال مردم واقع نشد وبعد از آن با فیلم جنجالی بوتیک توانست خود را به صورت کاملاً جدی به مردم نشان دهد بازی او در این فیلم بد نبود حداقل این که از دو فیلم قبلی او بهتر بود. زمان می گذشت و گلزار یکی پس از دیگری فیلمهایش روی پرده ی سینماها به اکران در می آمد فیلم هایی مثل: زهرعسل با بازی اوومهنازافشارکه این فیلم آغازی بود برای تبدیل شدن گلزارومهنازافشاربه زوج هنری درسینمای ایران، و دیگر این که فیلم کما بازی خوب امین حیایی به همراه مکمل خود یعنی گلزار که این فیلم هم با توجه به فروش 600 میلیونی خود مورد استقبال مردم واقع شد.پس ازآن دراواخر بهارسال 85 فیلمی به نام آتش بس با بازی زوج هنری سینما یعنی: گلزارومهنازافشاروبه کارگردانی تهمینه میلانی به اکران در آمد که با فروش خوبی که داشت رکورد فروش سینماها راپس ازانقلاب ازآن خود کرد.(الیته چند ماه بعد با فروش بی نظیر اخراجی ها دیگر این فیلم رکورد دار نبود) از این فیلم به بعد بود که گلزار به عنوان سوپراستار سینمای ایران از سوی مردم شناخته شد زیرا واقعاً نزد دختر و پسرهای ایرونی دارای محبوبیت به خصوصی شده بود حالا جدای از بحث چهره ی جذابی که او دارا بود این محبوبیت به خاطر آن بود که او موجب آن گردیده است که مردم برای دیدن او و فیلم او به سینماها بیایند و اصلاً به خاطر همین هم بود که او را سوپراستارسینما نامیدند. پس ازاتفاقات فیلم آتش بس انتظارات مردم و هواداران گلزار از او بیش از پیش شد البته این انتظارات هم بیهوده نبود زیرا همیشه تماشاگران ازیک سوپراستار نقش های متفاوت و جذابی را انتظار دارند. پس از آتش بس فیلم تله به کارگردانی سیروس الوند که باز هم گلزار و مهناز افشار در آن ایفای نقش کردند که دوباره امین حیایی با بازی خوب خودش به داد دیگر بازیگران رسیده بود و بعد از آن فیلم کلاغ پر به کارگردانی شهرام شاه حسینی که اولین فیلم او محسوب میشد و دوباره ما شاهد بازی گلزار و افشار بودیم که این فیلم هم فروش قابل توجهی نداشت برای مردم خیلی جالب شده بود، این دو بازیگر به هیچ وجه تغییر نقش نمی دادند و همان رفتار، اخلاق و کلاً نقشی را که در فیلم های قبلی خود بازی می کردند در همان فیلم هم پیاده میکردند البته برای مهناز افشار در فیلم تله می توان گفت که وی کمی از حالت های قبلی خود در فیلم های گذشته البته به طور نامحدودی خارج شده است.
محمد رضا گلزار دیگر برای مردم خسته کننده شده بود چون کوچکترین تفاوتی در نقش های او دیده نمیشد و حتی گریم های اوهم که ربطی به فیلم ندارد دچار تغییر نمیشد تا بلاخره فیلمی به نام توفیق اجباری و کارگردانی محمد حسین لطیفی که از خرداد ماه 86 کلید خورده بود در آذر ماه همان سال آماده ی نمایش شد. در این فیلم آقای لطیفی به موضوع جالب و جدیدی اشاره کرده بود که آن هم زندگی سخت یک سوپر استار سینما به نام محمد رضا گلزار بود که نقش واقعی خود را در این فیلم بازی می کرد، بار کمدی این فیلم به طور کامل به دوش رضا عطاران بود که واقعاً هم از پس آن بر آمده بود وبازی خوب باران کوثری عزیز رو هم نباید در این فیلم نادیده گرفت. و اما گلزار، خیلی ها این اعتقاد رو داشتند که اوفرقی با گذشته نکرده و همان محمد رضا گلزار با بازی های تکراری خودش است ولی به نظر من او تمام تلاش خود را در این فیلم به کار گرفته بود حداقل در ظاهر این را نشان می داد و متوجه آن شدم که آقای سوپراستاراین توانایی رو ندارد که بیشتر از این به صورت حرفه ای تر به ایفای نقش بپردازد، این فیلم با توجه به این که کاملاً کلیشه ای بود با استقبال خوب مردم مواجه شد و فروش خیلی خوبی هم داشت.
پیشنهادهای زیادی به گلزار میشد ولی با توجه به گفته های خودش او وسواسش برای انتخاب نقش زیاد شده بود و به هر فیلمنامه ای پاسخ مثبت نمی داد، که بلاخره به فیلمنامه قاسم جعفری جواب مثبت داد تا در این فیلم به ایفای نقش بپردازد به گفته ی خود جعفری فیلنامه بسیار قوی بود، این فیلم در 2 ماه اول سال 87 به اکران در آمد و به نظر من فقط و فقط دراین فیلم و تبلیغات گسترده ی آن از اسم محمد رضا گلزار سوء استفاده شده بود این فقط حرف من نیست بلکه حرف خیلی از کسانی که این فیلم را هم دیدند بود چون گلزار نقشی بسیار کوتاه در این فیلم داشت که اصلاً هم تاٌثیر گذار نبود.
حرف آخر:
اگر محمد رضا گلزار بخواهد در بین مردم همچنان محبوب بماند باید کارهایی را که انتخاب می کند و نوع بازی هایی که ارائه می دهد آن ها را دچار یک دگرگونی اساسی کند تا مردم او را به صورت یکنواخت نبینند و برای مردم خسته کننده نباشد، باید با اخلاق حرفه ای خود کاری کند که او را فقط با نام سینمای گیشه نشناسند البته به نظرمن با توجه به سابقه ای که وی از قبل از خود نشان داده به نظرمیاد او توانایی انجام چنین کارهایی را ندارد و به احتمال زیاد پایان دهه ی هشتاد پایان دوره ی اوج گیری او هم خواهد بود و اگر بخواهد همین روند را پیش رو بگیرد به طور ناگواری دچار افت شدید خواهد شد که البته ما امیدواریم او این چنین نباشد چون بلاخره او کمک بزرگی به اقتصاد سینمای ایران کرده است.
نظر شما چیست؟؟؟
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 3:56 توسط پيام عشقی
نقدی بر فیلم ٌ به همین سادگی ٌ
در جشنواره ی فیلم فجر در سال 86 موفق به دیدن فیلم ٌ به همین سادگی ٌ به کارگردانی آقای رضا میر کریمی نشدیم و آن چنان اشتیاقی هم برای دیدن این فیلم نداشتیم زیرا شناختی نسبت به این فیلم نداشتیم اما وقتی که در مراسم اختتامیه جایزه ی بهترین بایگر نقش اول زن به بازیگر این فیلم یعنی ٌ هنگامه قاضیانی ٌ داده شد و فیلم تحسین شده ی سال هم شد افسوس خوردیم که چرا برای دیدن این فیلم اقدامی نکرده بودیم با توجه به شناختی که من و هومن از هنگامه ی قاضیانی داشتیم مطمئن بودیم که وی در این فیلم زیبا بازی کرده است زیرا او در تائترکارنامه ی درخشانی از خود به جا گذاشته بود و این را هم می دانیم که بازیگری که ابتدا تائترکارکند سپس وارد سینما شود حتماً درکارش موفق خواهد بود.
در نوروز 87 که این فیلم اکران شد استقبال مناسبی از این فیلم به عمل آورده نشد و این یک امر طبیعی بود و با توجه به اشاره ای که در پست های قبلی کرده بودیم مردم ما فیلم طنزرا بیشتر می پسندند و کمتر رو به فیلم های معنا گرا می آورند. مثل دایره زنگی که با موضوع طنز بود و فروش بسیار بالایی داشت و فیلم ٌمجنون لیلی ٌ که یکی از رقیبان فیلم به همین سادگی هم بود فروش خوبی داشت که البته فروشش فقط و فقط بر میگردد به اسم محمد رضا گلزار نه به موضوع فیلم و دیگر عوامل آن و کاملاً روی این حرفم هم پافشاری خواهم کرد.
با شروع شدن فیلم اولین چیزی که باعث اعتراض من گردید فیلمبرداری آن بود که دوربین سر دوش فیلمبردار بود. البته عوامل دیگراین فیلم با کارهای زیباشون سرپوش روی نقص های فیلمبرداری این فیلم گذاشته بودند. فیلم جالب شروع شد ، زنی که واقعاً از زندگی روزمره خسته شده و شاید به دانبال راه حلی میگردد که ازاین گونه زندگی خلاصی پیدا کند این نقش را که خانوم هنگامه قاضیانی برعهده داشت به خوبی توانسته بود از پس آن بربیاد ، در فیلم او دارای دو فرزند دختر و پسر است که واقعاً آن ها را دوست دارد و از جان برای آن ها مایه می گذارد در یک سکانس بسیار زیبا که من واقعاً از آن لذت بردم آن است که وقتی مادر لجبازی های کودکانه ی پسرش را در روی میز شام می بیند با نگاه به او می فهماند که کار او اشتباه است و هنگامی که با شیطنت های زیبای پسرش روبرو می شود با یک لبخند واقعاً زیبا او را وادار می کند ک یر سر میز شام برگردد که این سکانس واقعاً اوج کار یک بازیگر را می تواند به نمایش بگذارد.
در این فیلم او در خیال خود به این فکر می کند که شوهرش نسبت به او بی اعتنا است و بیشتر وقتش را صرف کارهای اداری خود می کند ، مادر که بعد از شام کمی به خود می رسد و آرایش ساده ای نیز انجام می دهد هر چقدر صبر می کند شوهرش نمی آید و نا خود آگاه اشک هایش سرازیر می شود و تمام آرایش های او را برهم میزند و این سکانس هم یکی از صحنه های بسیار جالب این فیلم است. ما در این فیلم شاهد این کارهای شوهر او یعنی بی اعتنایی نسبت به مسائل خانوادگی هستیم و از آنجا که این فیلم از یک صبح تا شب را به نمایش می گذارد ، پدر بچه ها آخر شب به خانه می آید و از زمانی هم که وارد خانه می شود یکسره دارد از کارهای اداری خود سخن می گوید. این کار او موجب آن می شود که مادر بچه ها نصف شب دست به جمع کردن ساک خود بزند که ناگهان با صدای در روبرو می شود او هم کسی نیست جز همسایه ی طبقه ی بالا که دخترش فردا می خواهد عقد کند و از او در خواست میکند که در این وقت شب استخاره ای از قرآن برای دخترش انجام دهد و این ادعا را هم می کند که دوست دارم قرآن به دست تو که سفید بخت هستی باز شود ولی صد افسوس که او در خیالات خود زنی بد بخت است ، وقتی به طبقه ی بالا می رود و شروع به باز کردن قرآن میکند آن چنان صفحه ای از قرآن باز می شود که او هیچ وقت فکر این را نخواهد کرد که زن خوش اقبالی نیست و دوباره به پایین بر مبگردد و هنگامی که شوهرش او را صدا میزند و می گوید کجایی با صدایی زیبا جواب میدهد که عزیزم من همین جا هستم نزدیک تو، تا زمانی که این فیلم را تماشا نکنید شاهد حرفه ای گری آقای میر کریمی نخواهید شد زیرا به نظر من از این زیباتر نمی توانست این فیلم را تمام کند.
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 2:46 توسط پيام عشقی
| سه روز در اريكه ايرانيان با گروه دارکوب حامد بهداد خوانندگي دو قطعه از كنسرت دارکوب را بر عهده دارد | |
![]() |
|
در كنسرت جديد گروه داركوب كه از 29 خرداد به مدت سه روز در اريكه ايرانيان برگزار ميشود، حامد بهداد خوانندگي دو قطعه از كنسرت را بر عهده خواهد داشت. صمد طالقاني، مدير برنامههاي گروه «داركوب» با اعلام اين خبر گفت:گروه موسيقي «داركوب» كنسرت خود را از 29 خرداد ماه به مدت سه روز در اريكه ايرانيان برگزار ميكنده كه ساعت اجراي اين كنسرت در دو سانس 19 تا 21 و 21 تا 23 است. وي ادامه داد: اين كنسرت از 12 قطعه تشكيل شده كه دو قطعه از آن را حامد بهداد ميخواند و خوانندگي دو قطعه ديگر نيز بر عهده حسن نجف است. طالقاني يادآور شد: گروه داركوب از 10 هنرمند تشكيل شده كه در اين كنسرت همايون نصيري، دارا دارايي، بهرام آقاخان، امير حاجيلي،بابك بروجردي، وحيد روحاني، شروين مهاجر و پيام رونق به هرنمايي ميپردازند. همچنين همايون نصيري سرپرستي گروه داركوب را عهدهدار است. | |
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 2:37 توسط پيام عشقی
نقدی بر فیلم ٌ مجنون لیلی ٌ به بهنانه ی پایان اکران این فیلم

پیام نیک فرد
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 15:43 توسط پيام عشقی
| با فیلمنامهای از اميرمهدي ژوله؛ اولين فيلم سينمايي «مهران مديري» در ژانر وحشت ساخته میشود! | |
![]() |
|
«مهران مديري» با انتخاب «اميرمهدي ژوله» به عنوان فيلمنامهنويس اولين فيلم سينمايياش، سراغ ژانر وحشت ميرود. «اميرمهدي ژوله» نويسنده فيلمنامه نخستين فيلم سينمايي مهران مديري گفت: اين فيلمنامه از مضموني ترسناك اما پر از شوخي برخوردار است كه با طرح ابتدايي كه براي اولين فيلم بلند آقاي مديري داشتيم، كمي متفاوت است. وي ادامه داد:در ابتدا حدود 30-40 سكانس از طرح اوليه را نوشته بودم ولي من و آقاي مديري از آن راضي نبوديم و به نظرمان يك چيزي كم داشت كه ديروز آن را پيدا كرديم. اين فيلمنامهنويس به فارس گفت:پس از اين بايد طراحي شخصيتها و تعريف از آنها را مجدد داشته باشم و شروع به نگارش اصلي متن كنم. ژوله درباره زمان ساخت اين فيلم گفت: برنامه ما اين بود كه نگارش فيلمنامه در خردادماه به پايان برسد و من فيلمنامه را تحويل بدهم، ولي به دليل گرفتاريهايي كه داشتم، اين كار به تأخير افتاد. وي گفت: نوشتن اين فيلمنامه بايد در اسرع وقت به پايان برسد و فكر مي كنم در نهايت تا دو ماه ديگر و اواسط تابستان نگارش آن تمام شود. براين اساس، اين فيلم ترسناك با لحظاتي كميك ساخته ميشود و هنوز نام مشخصي ندارد. همچنين «پيمان قاسمخاني» نيز به عنوان مشاور فيلمنامه و كارگردان در اين پروژه با «مهران مديري» همكاري خواهد داشت. اين فيلم را «برادران آقاگليان» تهيه خواهند كرد. | |
نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 20:41 توسط پيام عشقی
| پاسخ تهیه کننده فیلم سنتوری به سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی "سنتوری" را میلیونها ایرانی دیدهاند و تحسین کردهاند | |
![]() |
|
|
فرامرز فرازمند تهیه کننده سنتوری نسبت به سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی واکنش نشان داده است. جمهوری اسلامی در این سرمقاله که لینک ان در صفحه اول سایت موجود است از قوه قضائیه خواسته بود تا تحت تاثیر فشارها قرار نگیرد و تصمیماش در رابطه با عدم صدور مجوز برای فیلم را نشکند. پاسخ فرازمند را این جا بخوانید... خوانديم در سرمقاله اي تحت عنوان « اين تصميم خوب را نشكنيد » چاپ شده در روزنامه « جمهوري اسلامي » مورخ سه شنبه 7 خرداد ماه جاري در باب پديد آمدن يا نيامدن سينمائي در خور يك جامعه اسلامي نويسنده مطلب متاسفانه و بدون هيچ دليل منطقي سراغ فيلم « سنتوري » رفته است . | |
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 14:46 توسط پيام عشقی
بيوگرافي كوتاهي از صابر ابر

بیوگرافی:
کارش را از اجرای برنامه کودکان و نوجوانان در تلویزیون آغاز کرد.
او با بازی در فیلم شاعر زباله ها (محمد احمدی) به سینما آمد و خیلی زود به جایزه رسید.
......................................................
مجموعه آثار:
- شاعر زباله ها (محمد احمدی، 1384)
- مینای شهر خاموش (امیرشهاب رضویان، 1385)
- دایره زنگی (پریسا بخت آور، 1386)
- پاداش (کمال تبریزی، 1387)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از یازدهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم مینای شهر خاموش - 1386
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مینای شهر خاموش - 1385
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت 18:26 توسط پيام عشقی
This template designed by KAVOSHGAR . Copyright © 2006 ThemeSite.TK