نقدی بر فیلم ٌ قرنطینه ٌ

اون روزی که تصمیم گرفتیم که به سینما بریم نمیدونستیم چه فیلمی رو بریم ببینیم، تیغ زن یا قرنطینه، بلاخره تصمیم گرفتیم که با توجه به فیلم اولی بودن آقای منوچهرهادی فیلم قرنطینه که ساخته ی ایشان است را با هم به تماشا بشینیم.
قرنطینه، اسم جالبی بود برای فیلمی که موضوع آن درمورد بیماران سرطانی بود.
اول فیلم من را به یاد اولین چیزی که انداخت فیلم محاکمه بود که دقیقاً این دو فیلم همانند هم شروع می شوند درٌ قرنطینه ٌ پسری که به دلیل شکایت پدر از او به جرم سرقت مغازه ی خود به دادگاه احضار شد درمحاکمه همان فضا موجود است ولی دردادگاه پدر و پسری نیستند.این فیلم را می توان این گونه توصیف کرد: یک فیلم تاٌثیر گذارمثبت و یک درام بسیار قوی که مخاطب را تا آخرین لحظه ی داستان سر جایش میخکوب نگه می دارد و اصلاً باعث سررفتن حصوله ی مخاطب نمی شود وگاهی اوقات با سکانس های خود موی تن بیننده را سیخ و گاهی هم اشک هایش را سرازیرمی کند.این فیلم روایت گر دو عشق است یک عشق که پول باعث خوب شدن بیمار ورسیدنش به یار خود یک عشق هم عشق پاک وساده ی بیماران سرطانی که در آخرما شاهد مرگ یکی ازآنها (رضا عطاران) هستیم که واقعاً این صحنه یکی از صحنه های تاثیر گذار فیلم می باشد . در تبلیغات این فلیم بیش ازهمه سعی شده بود بیشترازاسم رضاعطاران برای فروش این فیلم استفاده کنند ولی این بازیگرنقش آن چنانی در این فیلم نداشت البته بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت ولی کمی متزلزل ظاهر شد به عنوان مثال: در یک صحنه وقتی چند تا از دوستان جنوب شهری اش برای ملاقات اوبه بیمارستان می آیند به حالت لاتی با آنها احوال پرسی و صحبت می کند ولی هنگامی که می خواهد از آنها جدا شود به صورت کاملاً محترمانه ازآنها اجازه می خواهد که برود، رضا عطاران مرد کمدین سینمای ایران خوب توانسته بود گرچه اندک ولی توانایی کمدی خود را یک صحنه که در حیاط بیمارستان هستند به نمایش بگذارد.
و اما بازی حمید گودرزی: به جرات می توانم بگویم تو این چند سال بهترین بازی که ازحمید گودرزی دیدم در این فیلم بود او که بیشتر فیلم هایش به غیر از فیلم بازنده حالت طنز داشته است به خوبی توانسته بود که یک نقش جدی که گاهی هم با شوخی هایی همراه است ازخود به نمایش بگذارد البته اگر کمی در کارش دقت کرد می توان به ضعف هایی در بازیگری او پی برد که این ضعف ها می تواند برای او یک امر طبیعی باشد مثلاً: در یک صحنه که پزشک نامزد او به وی می گوید که نامزد شما سرطان دارد ما (مخاطب) کوچکترین نگرانی و استرسی در چهره ی او که واقعاً در فیلم عشق نامزدش است نمی بینیم و نمی تواند توانایی هنری خود را به نمایش بگذارد و پس از حرف پزشک بلافاصله به دیالوگ هایش ادامه می دد و می گوید: خوب چطوری میشه خوبش کرد؟؟؟.....
بازی نیوشا ضیغمی بر خلاف نقش مادرش (افسانه بایگان) چنگی به دل نمی زد با توجه به این که نیوشا ضیغمی بیشتر فعالیت های سینمایی اش در سینمای گیشه بوده و بیشتر سعی کرده است نقش های کلیشه ای را بازی کند نباید ازاو انتظار زیادی داشت و بر خلاف فیلم تلافی که زوج هنری خوبی برای حمید گودرزی بود در این فیلم با توجه به فیزیک نامناسبی که برخورداربود و نوع بازی که کارگردان از او می خواست نباید انتظار بازی بهتری را ازاو داشت البته فیلمنامه ی قوی این فیلم سرپوش روی خیلی از ضعف های بازیگران این فیلم گذاشته بود.
از ضعف های دیگری هم این فیلم دارد مثلاً: گریم حمید گودری در بعضی سکانس ها خیلی مصنوعی به نظرمیاد چون در هنگام ناراحتی و خوشحالی همیشه موهای او اتو کشیده و تمیز است حتی هنگامی هم که در زندان است موهای او اتو کشیده است. بازی رضا رویگری با توجه به تجربه اش خیلی جالب و جذاب بود ولی الان در چند فیلم و سریال است که ما شاهد کوچکترین تغییری در گریم و چهره ی او نیستیم و بازی افسانه بایگان هم عالی بود مخصوصاً در برخی از سکانس ها که ما شاهد گریه ی او هستیم.
سخن آخر:
به هر حال با توجه به تمام انتقاد ها و تعریف هایی که ازاین فیلم شد این فیلم می تواند برای کسانی که دنبال یک داستان جالب ومهیج می گردند جالب باشد ودر نتیجه راضی از سینما بیرون بیایند.
اگر نظری هست از ما دریغ نفرمایید.
به وبلاگ جدید و حرفه ای من هم یه سر بزنید درآن جدید ترین عکس ها و خبرهای سینمایی روزدنیا وجود داره
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 2:53 توسط پيام عشقی


